تبليغاتX
هم نفس

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


هم نفس

عکس.جملات قصار.شعر.عاشقانه ها.طنز.سرگرمی.


...

به گزارش عصرایران به نقل از itmen(فناوران اطلاعات)محققان با ارزیابی انرژی مصرفی سرورها و کامپیوترها برای دریافت حجم اطلاعات در اینترنت دریافته اند که هرزنامه ها منبع اصلی مصرف انرژی هستند.

بر اساس این تحقیق، هر پیام الکترونیکی ناخواسته به طور میانگین 3 دهم گرم گاز دی اکسید کربن تولید می کند. اگر فرض کنیم که 62 تریلیون هرزنامه در سال 2008 ارسال شده، با یک حساب سرانگشتی درمی یابیم که تنها در این سال، 17 میلیون تن گاز CO2 حاصل از فعالیت اسپمرها منتشر شده که این میزان 2 دهم درصد انتشار کل این گاز را تشکیل می دهد. این امر تا حدودی نگران کننده است. اما آیا این اعداد و ارقام صحت دارند و اگر هرزنامه ای نبود، آیا مشکل اساسی انسان در مورد محیط زیست حل می شد؟

آن روی سکه

بررسی اینکه خود ایمیل ها به طور کلی چقدر در تخریب محیط زیست تاثیر دارند، روی دیگر سکه را نیز به ما نشان می دهد.

مرکز ICF دریافته که هر ایمیل معمولی به طور میانگین 4 دهم گرم گاز دی اکسید کربن تولید می کند که این میزان 30 درصد بیشتر از میانگین گازی است که توسط پیام های اسپم منتشر می شود.

کودی تیلور، مشاور ارشد انرژی و اوضاع جوی می گوید: حجم پیام های ناخواسته در مقایسه با ایمیل های سالم معمولا کمتر است؛ به همین دلیل هم ارسال اسپم سروری به سرور دیگر صرف انرژی کمتری نیاز دارد.

به ویژه اینکه اسپم ها اغلب ضمیمه ای به همراه خود ندارند در حالی که بیشتر ایمیل های امروزی حاوی تصاویر و عکس هایی هستند که برای بارگذاری و یا ذخیره انرژی بسیاری مصرف می کنند.

تیلور خاطرنشان می کند که میزان مصرف انرژی در سایت های به اشتراک گذاری تصویر، همانند picasa و snipfish خیلی بیشتر از این حرف ها است.

در جست و جوی CO2

با مطرح شدن مساله تخریب محیط زیست توسط هرزنامه ها، کارشناسان به یاد گوگل، غول بزرگ جست و جو افتاده اند. بر اساس گزارشی که در ماه ژانویه در نشریه تایمز منتشر شد، آلکس وایزنر، فیزیکدان دانشگاه آکسفورد ادعا کرده بود که هر جست و جوی اینترنتی از طریق گوگل، 7 گرم دی اکسید کربن تولید می کند. البته پس از آنکه انتشار گزارش مذکور با موضع گیری شدید گوگل همراه شده و جنجال بزرگی به پا کرد، وایزنر حرف خود را پس گرفت و با تایید ادعای گوگل اعلام کرد که هر جست و جوی اینترنتی از طریق گوگل به طور میانگین تنها 2 دهم گرم گاز CO2 منتشر می کند.

البته آمار میانگین معمولا جالب و خنده دار هستند، مثلا می گویند هر خانواده آمریکایی 2.1 خودرو و 3.1 فرزند دارد!

حال بیایید فرض کنیم که ادعای گوگل درست است. یک جست و جوی اینترنتی چگونه می تواند کمتر از یک هرزنامه برق مصرف کند و کمتر از آن گاز CO2 تولید کند؟!

خود گوگل که می گوید علت این امر نوع ساختار ایندکس جست و جوی این شرکت است. ولی مرکز ICF آن را رد می کند.

حقیقت پشت پرده چیست؟

چارلز کینگ، مدیر شرکت تحلیلی Pund-IT می گوید: ابتدا باید دریابیم محققان چگونه میزان انتشار این گاز گلخانه ای را اندازه گیری کرده اند؟
وی می افزاید: نباید این موضوع را نیز فراموش کرد شرکتی که حامی مالی این تحقیق شده؛ یعنی مک آفی، خودش با فروش فیلترهای اسپم گذران می کند.

تیلور در اینباره می گوید: ما ابتدا از هرزنامه هایی شروع کردیم که از آدرس های ایمیل جمع آوری کرده بودیم. سپس آنها را به کامپیوترهای زامبی و سرورهای ایمیل، سرورهای تجاری و سرورهای ISP (سازمان های ویروس دهنده اینترنتی) و دست آخر به کامپیوترهای شخصی ارسال کردیم.

وی می افزاید: واحد اصلی اندازه گیری ما، مقدار انرژی است که برای انتقال یک مگابایت اطلاعات در فضای اینترنت مصرف می شود.

محققان مرکز ICF از این طریق میزان انرژی را که انتقال یک هرزنامه در وب با حجم میانگین مصرف می کند، تخمین زدند. سپس میزان انرژی که یک کامپیوتر در حین خواندن ایمیل و اجرای دستورات مربوط به آن در یک سال مصرف می کند را محاسبه کرده و در نهایت میزان انرژی را که یک کامپیوتر در مراحل ارسال یا دریافت یک هرزنامه مصرف می کند را به دست آورده اند.

کم مصرف تر از دو غول دیگر

حال اگر تمامی اسپم ها از فضای مجازی حذف شوند، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ می توان پیش بینی کرد که هرزنامه نویس ها دوباره به ارسال نامه های ناخواسته فیزیکی روی می آورند. البته نه همه هرزنامه نویس ها! زیرا ارسال نامه های فیزیکی خیلی هزینه برتر از نامه های الکترونیکی است. ولی اگر این اتفاق بیفتد، مطمئنا نامه های فیزیکی که دریافت خواهیم کرد بیشتر از نامه های ناخواسته الکترونیکی است که هم اکنون در صندوقچه ایمیل مان با آنها مواجه می شویم.

از طرفی به گفته کینگ، در آن صورت میزان مصرف انرژی برابر می شود با مجموع میزان بنزینی که پستچی برای رساندن نامه مصرف می کند، همین طور میزان انرژی که صرف قطع کردن درختان، حمل الوارها، تولید کاغذ و همچنین چاپ و ساخت جوهر می شود. پس اسپم ها کمتر از نامه های فیزیکی و نامه های الکترونیکی انرژی مصرف می کنند.

 ...

+نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعتتوسط هم نفس | |

...

همه ما خودمان را چنین متقاعد میکنیم که با ازدواج زندگی بهتری خواهیم داشت، وقتی بچه دار شویم بهتر خواهد شد، و با به دنیا آمدن بچه‌های بعدی زندگی بهتر... ولی وقتی می‌بینیم کودکانمان به توجه مداوم نیازمندند، خسته میشویم. بهتر است صبر کنیم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما که به سن نوجوانی میرسند، باز کلافه میشویم، چون دایم باید با آنها سروکله بزنیم. مطمئناً وقتی بزرگتر شوند و به سنین بالاتر برسند، خوشبخت خواهیم شد. با خود میگوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد که :

همسرمان رفتارش را عوض کند،یک ماشین شیکتر داشته باشیم، بچه هایمان ازدواج کنند،

به مرخصی برویم و در نهایت بازنشسته شویم...

حقیقت این است که برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس کی؟ زندگی همواره پر از چالش است.

بهتر این است که این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم که با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی کنیم.

خیالمان میرسد که زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع میشود که موانعی که سر راهمان هستند ، کنار بروند:

مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم میکنیم، کاری که باید تمام کنیم،

زمانی که باید برای کاری صرف کنیم، بدهی‌هایی که باید پرداخت کنیم و ...

بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنکه همه اینها را تجربه کردیم، تازه می فهمیم که زندگی، همین چیزهایی است که ما آنها را موانع می‌شناسیم.

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم که جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود ندارد.

خوشبختی، خودٍ همین جاده است. پس بیایید از هر لحظه لذت ببریم.

برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که در انتظار بنشینیم:

در انتظار فارغ التحصیلی، بازگشت به دانشگاه، کاهش وزن ، افزایش وزن، شروع به کار، ازدواج، شروع تعطیلات، صبح جمعه، در انتظار دریافت وام جدید، خرید یک ماشین نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاییز و زمستان، اول برج، پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون، مردن، تولد مجدد و...

خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد.. هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

زندگی کنید و از حال لذت ببرید. اکنون فکر کنید و سعی کنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید.

2. برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید.

3. آخرین ده نفری که جایزه نوبل را بردند چه کسانی هستند؟

4. آخرین ده بازیگر برتر اسکار را نام ببرید.

نمیتوانید پاسخ دهید؟ نسبتاً مشکل است، اینطور نیست؟

نگران نباشید، هیچ کس این اسامی را به خاطر نمی آورد.

روزهای تشویق به پایان میرسد!

نشانهای افتخار خاک می گیرند!

برندگان به زودی فراموش میشوند!

اکنون به این سؤالها پاسخ دهید:

1. نام سه معلم خود را که در تربیت شما مؤثر بوده‌اند ، بگویید.

2. سه نفر از دوستان خود را که در مواقع نیاز به شما کمک کردند، نام ببرید.

3. افرادی که با مهربانیهایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند، به یاد بیاورید.

4. پنج نفر را که از هم صحبتی با آنها لذت میبرید، نام ببرید. حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟

افرادی که به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌ها" ندارند،ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند، ...

آنها کسانی هستند که به فکر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهایی که در همه شرایط، کنار شما میمانند .

کمی بیاندیشید. زندگی خیلی کوتاه است. و شما در کدام لیست قرار دارید؟

...

+نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعتتوسط هم نفس | |

...

روند متداول ازدواج و طلاق باعث می شود هوش عاطفی بیش از پیش اهمیت پیدا كند. خطر افزایش طلاق بیشتر متوجه زوج های تازه ازدواج كرده است. طی سال های اخیر، پیوندهای عاطفی میان زن و شوهر و نیز مرزهای گسل عاطفی كه می توانند بنیان زندگی را از هم بشكافند ، با دقتی بی سابقه مورد بررسی قرار گرفته اند. شاید بزرگ ترین پیشرفت برای فهم عواملی كه یك ازدواج را حفظ می كند یا آن را از هم می پاشد، با استفاده از ابزارهای دقیق فیزیولوژیك حاصل شده است. این ابزارها ردیابی لحظه به لحظه ی تفاوت ها ی ظریف احساسی میان زن و شوهر را میسر ساخته اند. اكنون دانشمندان قادرند كوچك ترین تغییر و تحول در میزان آدرنالین یا فشار خون یك شوهر را تشخیص دهند و جزئی ترین عواطف را در چهره ی یك زن مشاهده كنند. این اندازه گیری های فیریولوژیك ، نوعی تفاوت بیولوژیك پنهان را به عنوان منشأ بروز اختلاف میان و زن و شوهر آشكار می كند؛ یك اختلاف سطح بحرانی در قابلیت های عاطفی ، كه برای زن و شوهر نامحسوس است یا مورد بی توجهی واقع شده است. این اندازه گیری ها همان نیروهای عاطفی را كه قادر به حفظ یا نابودی یك رابطه مشترك اند، در معرض دید قرار می دهند. مرزهای عاطفی، تفاوت میان دنیای عاطفی دختران و پسران را نشان می دهد.
در بسیاری از اختلاف های زناشویی مشاهده می شود كه مرد از خواست های « غیر منطقی » زن شكایت می كند و زن از " بی تفاوتی " مرد نسبت به آن چه او می گوید ناله سر می دهد. ریشه ی این تمایزات عاطفی را ، علیرغم آن كه بخشی از آن ممكن است بیولوژیك باشد – می توان در دوران كودكی در تفاوت دنیای عاطفی كه دختران و پسران در آنها رشد می كنند، ردیابی نمود. چرا كه به دختر و پسر در مورد كنترل عواطف خویش درس های بسیار متفاوتی داده می شود. به دختران راجع به عواطف اطلاعات بیشتری داده می شود تا به پسرها و با پسرها بیشتر در مورد نتایج احساساتی مانند خشم، صحبت می شود.
« لسلی برودیم» و « جودیت هال» كه در زمینه ی تفاوت های عاطفی میان دو جنس مذكر و مؤنث تحقیق می كنند اظهار می دارند كه چون دخترها در به كارگیری زبان خیلی سریع تر از پسرها مهارت پیدا می كنند، بنابراین با فصاحت بیشتری می توانند احساسات خود را بیان كنند و همچنین بهتر از پسرها می توانند واكنش های عاطفی را جایگزین جنگ های تن به تن كنند. برعكس ، پسرها چون هیچ تأكیدی بر توصیف احساسات خود ندارند احتمالاً از وضعیت عاطفی خود و دیگران بی خبرند. از پسرها انتظار می رود كه در موقع زمین خوردن گریه نكنند و با خروج خود از زمین بازی اجازه بدهند كه بازی ادامه یابد، اما دخترها بازی را برای كمك به فرد صدمه دیده متوقف می كنند.
از همین رو پسرها از جانب هر چیزی كه استقلال آنها را به مبارزه بطلبد تهدید می شوند، در حالی كه دخترها با بروز گسیختگی در روابطشان مورد تهدید قرار می گیرند. « دیواتانن » اشاره كرده است كه این تفاوت دیدگاه ها بدین معنی است كه زنها و مردها از یك گفت و گو چیزهای كاملاً متفاوتی انتظار دارند. مردها به صحبت درباره ی « مسائل » قانع اند، در حالی كه زن ها در جست وجوی روابط عاطفی اند.
صدها تحقیق نشان می دهد كه حس همدلی زن ها خیلی قوی تر از مردهاست. آنها حداقل خیلی بهتر از مردها می توانند از طریق چهره، لحن صدا و دیگر علائم غیر كلامی به احساسات درونی دیگران پی ببرند. به طور كلی زن ها هنگامی كه وارد زندگی زناشویی می شوند برای ایفای نقش مدیریت عواطف و احساسات كاملاً تعلیم دیده اند، در حالی كه مردها از اهمیت این امر برای حفظ بقای رابطه ی زناشویی درك كافی ندارند. تحقیقی كه بر روی 264 زوج انجام گرفت نشان داد به راستی مهم ترین عنصر برای زنان – نه مرداندر رضایت از روابطشان این حس بود كه « ارتباط خوبی » با شوهرشان داشته باشند. « تدهوستون » معتقد است كه از دیدگاه زن ها، صمیمیت و نزدیكی یعنی گفت و گو راجع به مسائل، به ویژه در مورد رابطه ی زن و شوهر، اما مردها روی هم رفته درك نمی كنند كه زن هایشان از آنها چه می خواهند. آنها می گویند: « من از او می خواهم كه به اتفاق هم كاری انجام دهیم ولی همه ی كاری كه او می خواهد انجام بدهیم این است كه بنشینیم و حرف بزنیم ». « هوستون » دریافته است كه مردها در دوران آشنایی قبل از ازدواج تمایل بیشتری به صحبت كردن و ایجاد صمیمیت با همسران خود دارند، اما به محض آن كه ازدواج می كنند و وارد زندگی مشترك می شوند ( به ویژه در ازدواج های سنتی ) وقت كمتری صرف صحبت كردن با همسرشان می كنند.
این سكوت فزاینده ناشی از این مسئله است كه مردان با خوش باوری بیشتری به زندگی زناشویی خود نگاه می كنند. اما زن ها در كل و به خصوص در ازدواج های ناموفق ، بیش از شوهران خود به گله گزاری می پردازند. حالا چگونه می توان این شكاف عاطفی را در هنگام بروز اختلاف نظر و نارضایتی كه در هر رابطه ی زناشویی بسیار طبیعی است، بررسی كرد؟ در حقیقت موضوعات خاص مثل تعداد دفعات رابطه ی زناشویی، نحوه ی تربیت فرزندان ، یا مقدار پس انداز و قرض هیچ كدام نمی توانند باعث تحكیم یا متلاشی شدن پیوند زناشویی شوند، بلكه عاملی كه سرنوشت یك زندگی مشترك را رقم می زند این است كه زن و شوهر چگونه راجع به رنجش ها و دلخوری ها و مسائل آزار دهنده ی فیمابین ، بحث و گفت و گو می كنند. حتی توافق در مورد این كه چگونه مخالفت خود را ابراز كنیم می تواند راهی برای بقای زندگی زناشویی باشد. زن و شوهر باید در هنگام برخورد با احساسات و عواطف سخت و انعطاف ناپذیر یكدیگر ، بر تفاوت های درونی مربوط به جنسیت خود غلبه كنند.

منبع: مشاوره در آستانه ازدواج تالیف سید مهدی حسینی بیرجندی

...

+نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعتتوسط هم نفس | |

...

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده کرد و گفت: "اما من درخت نیستم. تو نمی‌توانی روی شانه‌های من آشیانه بسازی."
پرنده گفت: "من فرق درخت‌ها و آدم‌ها را خوب می‌دانم اما گاهی پرنده‌ها و انسان‌ها را اشتباه می‌گیرم."
انسان خندید و به نظرش این بزرگ‌ترین اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت: "راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟"
انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید.
پرنده گفت: "نمی‌دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است." انسان دیگر نخندید.
انگار ته‌ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد؛ چیزی که نمی‌دانست چیست. شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی.
پرنده گفت: " غیر از تو پرنده‌های دیگری را هم می‌شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است اما اگر تمرین نکند، فراموشش می‌شود. "
پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشم‌اش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.
آنوقت خدا بر شانه‌های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:‌"یادت می‌آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بال‌هایت را کجا گذاشتی؟"
انسان دست بر شانه‌هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد.
آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست!

...

+نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعتتوسط هم نفس | |


هيچ باراني نمي بارد مگر صفا دهد ، هيچ گلي جوانه نمي زند مگر هديه شود

هيچ خاطره اي زنده نمي ماند مگر شيرين باشد ، هيچ لبخندي نيست مگر شادي بياورد

پس :

بگذار باران شوق بر زندگيت ببارد تا روحت را صفا دهد

گلهاي عشق در دلت جوانه زند تا آنها را به ديگران هديه دهي

خاطراتت قشنگ باشد تا همواره به يادشان بياوري

لبخند بر لبانت نقش بندد تا شادي را بيفشاني

و بهاري بيايد تا بداني باز هم فرصت بودن هست

 

سال نو پيشاپيش مبارك


+نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعتتوسط هم نفس | |

...

شركت مبتكر صنعت سبلان با مسئوليت محدود شركتي نوپا اما پربار و متشكل از جواناني مبتكر و انديشمند و نوآوراني مبتكر با ايده هاي بديع و خلاقانه در زمينه هاي مختلف مي باشد. اعضاي اصلي اين شركت گروهي علمي با زمينه هاي تخصصي گوناگون هستند كه با همكاري همديگر دست به طرح پيش فرض هاي نوآورانه ، انجام آزمايشات مختلف و توليد و عرضه محصولات نهايي به بازار مي نمايد.

در حال حاضر اولين محصول اين شركت دستگاه الكترونيكي ضد زنگ خودرو موسوم به آنتي پاس ( Anti Pass ) مي باشد كه نصب آن بر روي خودروهاي سواري از پوسيدگي و خوردگي تمام قطعات فلزي آن مخصوصا بدنه اتومبيل جلوگيري خواهد كرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر بر روی لینک زیر کلیک کنید.

http://www.mss.iranblog.com

...

+نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1387ساعتتوسط هم نفس | |

...

افسوس هر آنچه برده ام باختني است

بشناخته ها تمام نشناختني است

برداشته ام هر آنچه بايد بگذاشت

بگذاشته ام هر آنچه برداشتني است

...

پيشاپيش عيد باستاني نوروز بر همگان مبارك باد

لحضات خوبي در كنار خانواده برايتان آرزو مي كنم.

...

+نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعتتوسط هم نفس | |

 

نمیدانم چه میدانم 

کزین دانستن ملعون

به هر جهلی پناه آرم 

و زو خواهم به بخشیدن

دوایی ده 

ندایی گو 

نمی دانم

...

+نوشته شده در شنبه 24 آذر1386ساعتتوسط هم نفس | |

 

گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني

 آنقدر خيره كه يك دم مژه برهم نزني

مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود

 ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدني

 

+نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعتتوسط هم نفس | |

 

مي‌گويند: زماني بين روسيه و چين جنگ درگرفت. روس‌ها روز اول سه ميليون اسير گرفتند. روز دوم 10 ميليون و پس از يك هفته 50 ميليون اسير گرفتند. پس از آن تلگرافي از «مائوتسه تونگ» به مسكو رسيد كه نوشته بود: «بالاخره تسليم مي‌شويد يا نه؟» اگر چند دقيقه فكر كنيد به عمق گفته‌ي «مائو» پي مي‌بريد.
شوخي كه نيست ظرف يك هفته پنجاه ميليون نان خور به شما اضافه شود. تازه خودتان هم آنان را به زور آورده باشيد خانه. عجب داستاني است.
آنچه نويسنده اكنون مي‌خواهند به آن برسد اين است كه پس آمار زياد، چندان هم خوب نيست. خوب نيست كه هيچ، اصلاً در برخي زمان‌ها بد هم هست. بگذاريد يك داستان ديگر هم بگويم (خيالتان راحت باشد نتيجه‌گيري هم داريم.)
در روزنامه‌اي نوشته بود كه در يك موزه تصميم گرفتند كه از تعداد بازديدكنندگان و علت بازديدشان آماري تهيه كنند. به همين منظور دفتري را دم در گذاشتند تا بازديدكنندگان اسم و آدرس و علت بازديدشان را در آن بنويسند. در بين آن‌ها كسي نوشته بود: «اسم بابك بهي- اهل تهران- علت بازديد، بارندگي»
حالا اين دو داستان خنده‌دار را كنار هم بگذاريم و قدري بينديشيم. باور كردني نيست ولي بسياري از آمارهاي موجود در مديريت اقتصاد كشور در گروه آمارهاي داستان اول و بسياري از علت‌ها هم در گروه علت داستان دوم قرار مي‌گيرند.
البته هر كس مختار است كه قضاوت كند (البته اين مختاري بايد با مخ‌داري همراه باشد.) هر روز و هر شب در اخبار رسانه‌ها به آمارها و اعداد گوناگوني برمي‌خوريم كه نشان‌دهنده‌ي رشد x درصدي در يكي از متغيرهاي اقتصادي است.
خوشحال مي‌شويم، روزنامه را باز مي‌كنيم و دوباره با آمارهاي شگفت‌انگيز روبرو مي‌شويم، تبليغات تلويزيوني را نگاه مي‌كنيم، دوباره با اعداد جهنده و آمارهاي پرنده روبرو مي‌شويم. اما صبح كه براي خريد كالا يا خدمتي به در خانه مي‌رويم تنها مي‌فهميم كه برخي اعداد پشت كارتن‌ها و بسته‌ها تغيير كرده است و يا ارايه‌ي خدمتي با نرخ‌ تازه‌اي انجام مي‌گيرد و...
اكنون تنها 3 پرسش كوتاه باقي مي‌ماند و آن اين كه: 1- آيا مگر رابطه‌ي مستقيم و معني‌داري بين عرضه فراوان محصول (مطابق آمارها) و كاهش قيمت آن (براساس اصول پايه‌ي علم اقتصاد و يا مديريت بازارداني نوين New Marketing Management) وجود ندارد؟ 2- شما فكر مي‌كنيد تا كي مي‌توان به داستان‌هاي طنز مديران اقتصادي كشور خنديد؟ و 3- آيا تنها مديران ايراني با چنين مسايل دشوار و حل ناشدني روبرو هستند پس مديران اقتصادي ديگر كشورها چه مي‌كنند؟

 

+نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعتتوسط هم نفس | |